و فرداي مدافع مواجه باشد. فرهنگ رومي واكنشي غريزي در اين عرصه بود. پافشاري آنان در شرايط مادي ثبات چنان نيرومند بود كه سنت تحقيق بيغرضانهٴ يوناني دچار اختناق شد. از اينرو، حتي در بهترين ايام تنعم نيز، روم توجهي اندك به علم معطوف داشت. لوكرتيوس بر آهن سرد ميكوفت. از هيچ تحقيقي، جز آنچه فوراً قابل بهرهبرداري بود، حمايت نميشد. باد از سمت ديگري وزيدن گرفت و بشريت درس ديگري آموخت: وقتي مردم ميخواهند به چيزي، جز آنچه فايدهاي مستقيم و آشكار دارد نينديشند، روزگارِ كارايي خودشان نيز پيش از آن به سر آمده است.
ولي، پيش از آن كه پيشتر رويم، بايد چند كلمه دربارهٴ نوع مهمي از تمدن سخن گويم، كه نه يوناني و نه رومي، بلكه تركيبي از هر دو، همراه با عناصري متعدد بود، و تمدن هلني خوانده ميشد. اين تمدن پس از لشكركشي بزرگ اسكندر برآمد. به نظر ميرسد كه تا چند قرن در اسكندريه و چند شهر ديگر مديترانه شرايط براي پيشرفت علم مناسبتر از هر دورهٴ ديگري در جهان بوده است، و نتيجهٴ آن، نه تنها شكفتن استعدادهاي علمي، بلكه پيدايش بالاترين حد نبوغ علمي بود. شايد كسي اظهار كند كه در آن ايام نبوغ واقعي كمتر از پيش بود، زيرا تمايل زمانه بيشتر به امور تحليلي توجه داشت. مرداني مانند اقليدس1 و هروفيلوس2، ارشميدس3 و آپولونيوس4 در آن هنگام بيفايده بودن تركيب زودرس را دريافته بودند، يا دست كم احساس ميكردند كه در زمينهٴ تنسيق فلسفي آنچه بايد صورت گرفته است و اينك وقت آن است كه با مساعي منسجم تعدادي از متخصصان، به مسايل جداگانهٴ علم يورش برده شود؛ آنان رشتههايي از عميقترين مطالعات را آغاز كردند، كه بعدها، بسي بعد از آنها، تركيببندي تازهاي را ممكن ساخت.
آن تمدن شگفتانگيز، فاقد كيفياتي بود، كه عصر طلايي يونان، فريبندهترين جمال آن را عرضه كرده بود -- عاليترين تركيب صرافت و كتمان، وقار و باروري؛ با اين حال، آن تمدن برخي از اصليترين مظاهر نبوغ يونان را با اميال جديدي تركيب كرد، كه از منابع مصري و خاوري اخذ شده بود. ما در برآورد نهاييمان از فرهنگ يونان و رومي نبايد فراموش كنيم كه اين فرهنگ به امتحان مدهشي محكوم شد. مسلماً در اثناي آن ايام بود كه يكي از بزرگترين برخوردهاي فكري تاريخ رخ داد؛ برخورد ميان آرمانهاي يوناني و اديان گوناگون خاوري، عمدتاً يهوديت و مسيحيت. هر عقيدهاي در بوتهٴ آزمايش قرار گرفت؛ نوع تازهاي از ارزشها به آرامي شكل ميگرفت. كشمكش بزرگ ميان آرمانهاي دنيوي و ديني در طول قرنها دوام يافت.